عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
106
رساله بيخ چينى ( فارسى )
دهند منضجات آن مركب از پوست هليله زرد ، هليله سياه ، گاو زبان ، بادرنجبويه ، انجير ، آلوبخارا ، مويز منقى ، بنفشه ، عناب ، اصل السوس ، تخم كاسنى ، بيخ كاسنى ، تخم خيارين ، گلقند آفتابى ، ترنجبين و مسهلاتى كه در مطبوخ داخل مىشود و تربدوافتيمون و بسفائج و مانند اينها زودتر داخل كنند تا هرچه يوما فيوما نضج يابد اينها اخراج كنند كمتر بماند تا هم نضج قليل باقى اسهل باشد و هم دفع آن آسانتر و ادخال اهليلجين در اول مرتبهء جهت آن است تا فائده آن بيشتر بظهور رسد زيراكه عمدهاند در تصفيه دم و تقويت اعضاى غذا كه بواسطهء ارخاء ادويه منضجه سست شده باشند و بواسطهء انصباب مواد فاسده در احشا ضعف يافته تلافى كنند و ديگر مقاصد كه تبيين آنها مستلزم تطويل كلام باشد و اين ادويه را روز چهارم معمول دارند و در پنجم مضاعف به اينها سنامكى پنج مثقال تا هفت مثقال داخل كنند و چون دافع اكثر مضار سنامكى گل سرخ است و فى الجمله اسهالى بر سبيل عصر مىكند سه مثقال داخل كنند و كسى را نديدهام كه استعمال منامكى بىگل كرده باشد و اگر طبيعت لين چندان پيدا نكند گاه باشد كه روز ششم و هفتم نيز داخل كنند جهت اصلاح جگر گاهى از نيم مثقال تا دو مثقال ريوند چينى در جلاب اگر بدهند نفع كلى دهد و روز ششم يا هفتم يا هشتم على سبيل احتياج جلاب ضعيف مشتمل بر بعضى از ادويه معضجه بدهند و اگر حاجت باشد استراحت فرمايند و سحر روز آخرى از ايارج فيقرا و غاريقون و ريوند چينى و تربد سفيد از هريك نيم درم شحم الحنظل نيم دانگ محموده يك دانگ و نيم شمط مغسول نيم درم مصطگى مقل و كتيرا و نمك هندى از هريك دو نخود بدهند و ده مثقال شراب بنفشه وقت سحر بدهند و بعضى از اطباء مثل صاحب معالجات بقراطيه در